آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

164

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

در اين شهر بسيارى از همراهان عادى ما به سبب نوشيدن آب پس از خوردن زياد صيفى شيرين و ساير ميوه‌ها دچار بيمارى اسهال خونى شدند و يكى از آن‌ها به نام ماتياس مانسون « 1 » كه بادبان‌ساز ما بود از اين مرض مرد و ميان راه در كنار جاده دفن شد . بيست و يكم ژوئيه هنگام غروب دوباره راه افتاديم و روز را در دهكدهء بزرگى كه اكثر خانه‌هاى آن با طاق‌نما به يكديگر متصل بود و بام‌هاى گنبدى داشت به استراحت پرداختيم . بيست و سوم همين ماه راه پيموديم تا به دهكدهء زيبائى رسيديم . ضمن اقامت خوشى كه در اينجا داشتيم ، آذوقه بسيار خوبى را كه از كاشان فرستاده بودند دريافت كرديم . هنگام غروب كه مىخواستيم حركت كنيم يكى از مترجمين فارسى ما بنام گرگورى « 2 » كه پيش از رسيدن به شهر سبا به علت نوشيدن زياد شراب مست شده و از اسب افتاد . و استخوان سينه‌اش شكسته بود ، درگذشت . از آنجا كه اين شخص روس به دنيا آمده ولى دين محمد ( ص ) را پذيرفته بود ، جنازهء او را همانجا گذاشتيم و از مسلمانان خواستيم كه او را دفن كنند . در همان شب يكى از نوكران روسى ما نيز به سبب بيمارى اسهال‌خونى درگذشت ، به همين ترتيب سه روز بعد يكنفر ديگر از همين بيمارى فوت كرد كه روز بعد يعنى بيست و چهارم ژوئيه كه به كاشان رسيديم آن‌ها را در اين شهر دفن كردند .

--> ( 1 ) - Mathias Manson ( 2 ) - Gregori